بی‌تو به سر نمی‌شود


بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
 گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند
 عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود

جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود

گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود

دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
 این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
 باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود

خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای
 وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم
 سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود

هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود

 

مولانا

/ 65 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
NARNIYA

عرض ادب و احترام مطالبتان زیبا بود[چشمک]

روح الله

سلام وقت بخیر وبلاگ خوب وقشنگی دارید وموسیقی زمینه ای هم که انتخاب نمودید مناسب وزیبا بود بازهم سرمیزنم امیدوارم خودتان هم به شعرگویی روی آورده واشعارزیبای خودتان رابخوانیم اگر دوست داشتید به وب سایت ماهم سری بزنید خوشحال میشم اگرهم خوشتان آمد ولینک نمودید بگید ماهم شمارا لینک میکنیم که دوستان استفاد کنند. ارادتمندتان یاحق

حسین

سلام آجی خانوم این متن نشون میده شما یک عاشق تمام عیار هستید و دست من رو از پشت بستید[نیشخند][نیشخند]

سمیر

عادت ندارم درد لم را به کسی بگویم..! پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم..! تا همه فکر کنند نه دردی دارم و نه دلی..!

maryam

از بازی الاکلنگ خوشم نمی آمد . شرط بالا رفتن من ، پایین آمدن توست .... بیا باهم در کنار هم بر تابی بنشینیم .... سلام رهای عزیز......آپم [گل]

مرتضی

سلام دوست قدیمی من حالت خوبه ................ دستانم لایق شکوفه های اجابت نیست اما هر دو دستم را به دعا بر میدارم تا هر کجا که خیر و خوشی هست شما آنجا باشید.

ali

غبار بی‌سوار ۱٠ تیر ۱۳٩٢ :: ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ :: نويسنده : رها در این سرای بی‌کسی، کسی به در نمی‌زند به دشت پرملال ما پرنده پر نمی‌زند

فرزاد

( ر ) رازیست میان سینه هامان ( ه ) هر لحظه غمی فتاده در جان ( ا ) از تنگی آسمان بخوانید ( ج ) جان داده گلی میان باران ( ا ) ابر است و صدای ناله شب ( ن ) ناخوانده ترانه شد به پایان با عرض سلام و تقدیم احترام شبتون بخیر و قرین آرامش به دنبال اشعار دلتنگی بودم و با وبلاگ شما مواجه شدم و از اشعار وبلاگ شما بهره فراوان بردم به دور از ادب بود اگه بدون سلام میرفتم سه بیت اول رو فی البداهه سروده و نام شما رو در اون گنجاندم ( حروف اول هر مصراع ) با امید به اینکه مقبول افتد با آرزوی بهترینها برای شما [گل]

معصوم

گفتم : بنویس و گفت : از کی و ز چی گفتم : بنویس و عشق ... و از من هرچی گفتا نبُوَد عشق تو در دل جانا : نقطه سر خط سه نقطه هرچی هرچی وب زیبایی دارین