هنوز هم زنده‌ام

روزی دیگر گذشت

روزی سخت و غیرقابل تصور

همیشه با خود می‌گویم دنیا برای آسایش و راحتی که نیست، خوب سختیها نیز جزئی از آن هستند.

اما گاهی اوقات این سختیها فشارشان بقدری زیاد می‌شوند که دیگر نمی‌توانی تاب بیاوری

احساس می‌کنی داری له می‌شی

و بعد با خودت زمزمه می‌کنی:

آیا چیزی از من باقی مانده؟

آیا باز هم می‌توانم ادامه دهم؟

آیا دنیا همین‌گونه ادامه دارد بدون اینکه کسی به روی خود بیاورد که بر من چه گذشته است؟

جلوی آینه می‌روم و خودم را نگاه می‌کنم

همان هستم

در ظاهر هیچ چیز فرقی نکرده

اینطور نمی‌شود باید یک آینه هم بسازیم تا بتوانیم روحمان را در آن ببینیم

با خود فکر می‌کنم الان روح و روان من چه شکلیه؟

دلم برای خودم می‌سوزد

و باز به خودم می‌گویم تو دیگر چه آدمی هستی؟

هنوز هم که زنده‌ای!!

باز که نفس می‌کشی!!

دیگر می‌خواهی چه شود تا دست بکشی از این زندگی و بشینی یک گوشه و اطرافت را بنگری؟!!!

 

/ 29 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

پس تو دست وبالت یه همچین کیثی نداری هی روزگار اینم نداشت من آخرش باید در آروی یافتنش بمیرم راستی تک فرزندم باشه ها[نیشخند]

رضا

چرا نمیخوام اتفاقا یه جین شش تایشم میخوام به شرط اینکه پولدار باشن[نیشخند]

نفسی

فدای تو رها جونم .عزیییییییییییییییزمی [بغل][ماچ] +این دوستتون یه جین شیش تایی میخواد؟ انگار جورااااابه[قهقهه]

_zohre_

واقعا گاهی ادم کم میاره...ولی باید ایســــــــــــــــــــتاد...[لبخند]

رضا

از برادر رضا به خواهر نفس وسایر معترضین زن خواهی جینی ما[نیشخند]آقا من برای دفاع از نترشیدن زن ها دارم اینکارو میکنما[نیشخند]

رضا

میتونید تعداد زنها رو از شش افزایش بدید برام[نیشخند]

رضا

باشه شب خوش باد هرکی بخواد منو بزنه من یه سری قوانینی دارم که اعمال میکنم[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][خنده]

لیلا

زندگی افسانه ایست شاد میبایست زیست

رویا

سخت میگذره ولی خوبیش اینه که میگذره

شوریده

قــرارمــان فصــل انگــور! شــراب کــه شــدم تــو، جــام بیــاور، مــن، جــان!