خوشحالم از بنده بودنم

خدایا ...

خوشحالم از بنده بودنم؛

آن هم بنده‌ی چون تویی.

این حس را دوست دارم.

این حس نزدیکی به تو؛

آن هم اینقدر نزدیک!!!

به راستی چگونه یارای شکرگزاری حضورت را داشته باشم؟!!

آن هم به این گرمی!!!

چقدر قشنگ است تجربه‌ی گرمای حضورت.

و چه گرمایی!!!

مرا یاد گرمای آغوش مادرم می‌اندازد؛

اما بسیار آرامش‌دهنده‌تر

و امیدوارکننده‌تر!!

بارالهی دمادم به یادت هستم.

بارالهی دمادم شکر گزارت هستم.

همین حضورت برایم کافی است.

حتی اگر سختی‌ها کمرم را خم نمایند.

حتی اگر نایی برای ایستادن نداشته باشم،

هیچ باکی نیست.

چون، چون تویی را دارم؛

و این احساسم را با هیچ چیزی معاوضه نخواهم کرد.

شور و هیجانی در درونم جاریست؛

که هیچ‌کس، هیچ‌چیز و هیچ اتفاقی نمی‌تواند با آن برابری کند.

ممنونم که هستی.

ممنونم که بودنت را به من می‌نمایانی.

ممنون...

/ 10 نظر / 10 بازدید
شوریده

به به...چه نیایش زیبا و قشنگی...مرحبا رها جان[گل][گل]

شازده کوچولو

سلام با افتخار لینک شدید ممنون از حضور گرمتون[گل] و نکته اخر با این پستتون کاملا موافقم تنها خدا برای بنده اش کافیست...

سمانه

خدایا شکرت که رهای من خوشحاله از شادی امروزت کلی خوشحال شدم میبوسمت خونه دلت گرم دستات پر حس خدا

m.reza

نقل از بزرگان:یک پرنده کوچکی که زیر برگها نغمه سرایی میکند برای اثبات خدواند کافی است

عادل

باران رحمت خدا همیشه می بارد رها جان ! تقصیر ماست که کاسه هایمان را برعکس گرفته ایم

سمانه

اومدم سلامی بکنم یه بوسی بدمو برم [لبخند]سلام [ماچ]بوس [خداحافظ]بای

ققنوس

با سلام و درود به سرکار خانم رها نیاش های زیبایتان را خط به خط خواندم ولذت بردم میشود با زبان ساده با خالق خود صحبت کرد بدون اینکه واسته قرار دهیم برای زدن کلامی از دل که خانه خود خدا ست پایدار باشید [گل]

نفسی

آغوش خدا بهترین و امن ترین جای دنیاست تورا به این آغوش به وسعت آسمانها میسپارم نازنیــــــــــــــنم[قلب][قلب]