تحمل ابهامات

 

وقتی آدم به کاری که می‌کند اعتماد نداشته باشد  ویقین نیز نداشته باشد که دارد به درستی آن را انجام می‌دهد یا نه بطورمداوم دچار تردید و دودلی می‌شود و با خودش میگوید اگر آن کار را انجام می‌دادم بهتر بود، اگر این کار را انجام می‌دادم بهتر بود.

این اگرها و دودلی‌ها کلی از انرژی آدم را می‌گیرد و باعث می‌شود خسته‌تر و مستأصل‌تر شود و اصلا نداند که چه کار بکند و چه کار نکند.

به نظر من تحمل شک و تردید خیلی سخت است ولی خوب از طرفی هم نمی‌شود که همیشه نسبت به همه مسائل مطمئن بود و محکم قدم برداشت گاهی هم باید ریسک‌هایی را پذیرفت و تحمل کمی ابهام را در زندگی داشت.

اما گفته باشم اگر این ابهامات زیاد شوند اصلا خوب نیست.... درست مثل الآن من...کلافه

/ 9 نظر / 3 بازدید
loty

[گل][گل][گل] [گل]

m.reza

شاخه های گل باغ همه تقدیم تو باد کنج این دل دیده داغ همه تقدیم تو باد مثه شمع سوختم و مثل یه ماهی دلخون حاصل عمرم مثل یه پیاله چای داغ همه تقدیم تو

سمیر

اگر دوست مني كمكم كن تا از پيشت بروم . اگر يار مني كمكم كن تا از تو شفا يابم . اگر مي دانستم كه عشق خطر دارد دل نمي دادم . اگر مي دانستم كه دريا عميق است دل نمي زدم . و اگر پايان را مي دانستم آغاز نمي كردم .

عادل

باز چی شده رها ؟؟؟؟ واضح تر میگفتی خانم محترم !

ایوب

سلام آبجی رهای مهربونم؛ خوبی ،گل پسرت چطوره ؟ من برگشتم،خیلی دلم برای خودت و وبت تنگ شده بود . وبت خیلی زیباتر از قبل شده و باز با خوندن نوشته های قشنگت لذت بردم و مثل همیشه حس آرامش بهم دست داد . [گل] [گل]

انسیه

وقتی دلم گرفت ، زیرِ بازان گریه کردم … وقتی اشکهایم میان قطره های باران گم شدند ، تازه فهمیدم غمِ من چقدر کوچک است و غمِ آسمان چقدر بزرگ …

maryam

سلام رها خانوم گل....خوبی مهربونم؟....ببخش که کمتر سر میزنم....دوستت دارم مهربانم...[گل]

سمیر

بر ساحل دریای مواج زندگیم به موج های خروشان می نگرم! به پستی ها و بلندی ها، به ساده بودن ها گاه قایقی می آید دستی تکان می دهد و سلامی می کند می ماند، می گوید! می شنوم، می فهمم و من می اندیشم: کدام اندوهش را برایم به ارمغان آورده است؟ از کدام تیربار حادثه به من پناه آورده از چه سخن خواهد گفت؟ از نبودن ها و سختی این نیستی ها! دریای من! همیشه مواج است و مسافران دریای من همیشه اندوهی بر لب و دلی از حادثه ای شکسته وچشم بارانی دارند! اینجا همیشه طوفانی ست! و مسافران دریای من گاه مرمت می شوند و گاه زخم هایشان اندکی التیام می یابد اما میل رفتن نخواهند داشت! اینجا همیشه مهمانی ست! اینجا ساحل تنهایی من است! با مهمانهایش، با خوبی هایشان! باز هم اینجا ساحل تنهایی من است! و روزی در این دریا غرق خواهم شد! دریای زندگیِ من زندگیِ من کجایی

سمیر

رهای عزیز دوست خوبم تولد پسرتان را از صمیم قلب به شما و اون اقا زاده تبریک و تهنیت عرض میکنم و از خدا میخوام همیشه صحیح و سالم در کنار هم گذران عمر کنید[گل][گل]