دوست داشتن

 

دوست دارم

دوست داری

دوست دارد

دوست داریم

دوست دارید

دوست دارند

این همه دوست داشتن را که در کنار هم داشته باشیم، چه می‌شود...

دوست داشتن و دوست داشته شدن بهترین حسی است که خداوند در وجود انسانها به ودیعه نهاده؛

و چه حسی است...

در عین دور بودن بسیار نزدیک؛

در عین ناآشنا بودن بسیار آشنا؛

در عین دردآور بودن بسیار آرامش‌بخش؛

در عین ساده بودن بسیار عمیق و پیچیده؛

در عین ریاکاری بسیار صادق؛

هیچ قلب، چشم و زبانی نمی‌تواند این صداقت را پنهان کند.

باید کور بود که نتوان آن را دید.

خود را فریاد می‌زند از پشت هزاران لایه‌ای که ما آدمها روی آن می‌کشیم.

بدا به حال کسانی که قلبشان با آن آشنا نباشد.

آن را نچشیده باشند

مزه مزه نکرده باشند

آن را نپذیرفته باشند

چرا که آنها خود، به خود، بد کرده‌اند.

حتی اجازه نداده‌اند از این حسی که خداوند به آنها بخشیده لذت ببرند.

فکرش هم انسان را به وجد می‌آورد.

ذوقی مثل سوی چراغی در تاریکی، درونت را روشن می‌کند.

روشنی‌ای که گویا تاریکی‌ای را در پی نخواهد داشت!!

و من...

چقدر آن را دوست دارم؛

و این دوست داشتنم را نیز دوست دارم.

احساس می‌کنم عشق ورزیدن بخشی از حیاتم است

که بدون آن چون مرده‌ها می‌مانم.

فکرش را هم دوست دارم.

گاهی همان هم کافیست...

حسی آشنا و قدیمی در درونم هست که همیشه بیدار است.

دلم می‌خواهد که باشد.

همیشه باشد.

وقتی کسی را دوست داشته باشی یعنی زنده‌ای.

یعنی هستی.

و من می‌خواهم همه بدانند که هستم.

خودم هم باید بدانم که هنوز یک انسانم.

که باید دوست داشته باشم و این تنها بایدی است که دوستش دارم.

چقدر نوشتن دوست داشتن هم، به آدم انرژی می‌دهد.

انگار با هربار نوشتن آن، حسی تازه در درونت بیدار می‌شود.

هربار بیشتر از بار گذشته؛

همان حس...

اما به شکلهای مختلف؛

در اندازه های مختلف؛

در زمانهای مختلف؛

در جاهای مختلف؛

و این مختلف بودنهایش نیز قشنگ است.

سراسر زیبایی است این دوست داشتن.

و حال چیزی با این همه زیبایی آیا به راستی دلیل می‌خواهد؟!!!!

پس چرا انقدر دنبال دلیل دوست داشتنهایمان می‌گردیم؟!!

مگر دل، منطق سرش می‌شود !!

دل است دیگر...

بی‌هیچ دلیل و بهانه‌ای دوست خواهم داشت.

و دوست دارم که بی‌هیچ دلیل و بهانه‌ای دوست داشته شوم.

اصلا همه قشنگی‌اش به این بی‌دلیل بودنش است که بی‌باکانه و بی‌پروا به ناگاه به قلبت حمله می‌کند و تو می‌مانی و این همه احساس ...

/ 22 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سميه

سلام عزيزم متن قشنگي بود... مرسي بهم سر زدي

حرف ربط

سلااااام خیلی قشنگ بود...دستت درست مخصوصا اونجا که گفتی اما به شکلهای مختلف؛ در اندازه های مختلف؛ در زمانهای مختلف؛ در جاهای مختلف؛ و این مختلف بودنهایش نیز قشنگ است. میدونی از این حرفت یاد چی افتادم یاد این مطلب که حتی ممکنه همه نفهمن فلان رفتارما از روو محبته اما واقعا از روو محبت باشه من الان فقط یه مثال واسش یادم میاد...حجاب حجاب زن در واقع یه جور لطف در حق مردهاس چون با اینکارش با سختی که به خودش میده سعی میکنه ارامشو از مردها و زندگیاشون نگیره برعکس بی حجابی و قاطی شدن زن با مرد نامحرم درواقع خیانت و ظلم در حقشه اما اینو خیلیا نمیفهمن واقعا ممنون از نوشته های زیبات

ایوب

سلام ؛ کارم ردیف شد دارم شنبه هفته آینده از ایران میرم . ببخشید که تا حالا چیزی نگفتم آخه امروز قطعی شد. حلالم کن ... از طرف پاییز ... یلدات مبارک [گل]

loty

بهار زندگي زيبا چو رويا چو روياي خروش موج دريا هوا مطبوع وگرم و عاشقانه تب عشق ازحياي چهره پيدا ===================== آپم و چشم براه[گل]

نفسی

دوست داشته باش بدوه هیچ دلیلی و دوس داشته شو.:) کسی به مهربانی ِ تو همیشه دوست داشته میشه چون قلبی به بزرگی و مهربونی ِ آسمونا داری [قلب][ماچ]

♠○مهــــــــر○♠

دوست ندارم بگویم دوستت دارم... دوست دارم بدانی دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم...

رویا

سلام دوست عزیز ببخشید چند وقتی است فرصت سر زدن به دوستان راندارم .همه نوشته هایت را خواندم این یکی رو خیلی دوست داشتم وباتمام وجود حسش کردم سر بلند باشید[گل]

عباس حکمت

سلام:پس داستان دیو وآن دشمنان آدم خوار چه می شود ؟ داستان سقوط در هرزگی ووادی حیرت و... چه می شود ؟ آن دختر که برای شوهرش امانتش را نگه می دارد وآنکه سر بازار می گذارد یکی هستند؟[متفکر]