مرواریدهای خدادادی

بغض در گلویم می‌پیچد و اشک به چشمانم می‌دود.

گویی دلشان برایم تنگ می‌شود.

خوب چه کنم طاقت دوری‌ام را ندارند!!!

اشکهایم بیایید و گونه‌هایم را نوازش دهید؛

سینه‌ام را تسکین داده و به قلبم آرامش بخشید.

بیایید اما اندوه را با خود ببرید و بگذارید بعد از شما شادی به سراغم بیاید؛

شادی که تمام وجودم را فراگیرد.

خوشحال باشم، آنقدر که در پوست خود نگنجم.

بعد از بارش آرام‌بخشتان حتما حس بهتری خواهم داشت.

پس قدر شما مرواریدهای خدادادی را خواهم دانست؛

و سپاسگزار بودنتان هستم.

/ 29 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
donya

هر چه مغرورتر باشی تشنه ترند برای باتو بودن... و هرچه دست نیافتنی باشی بیشتر به دنبالت می ایند... امان از روزی که غروری نداشته باشی... و بی ریا به انها محبت کنی انوقت تورا هیچ نمی بینند... ساده از کنارت عبور می کنند...!!!

نوا

سلام:نمی دانم آن عکس کیست که اشک می ریزد وبرای چه می ریزد!اما اگر من جای او بودم پیش خودم می گفتم دنیا که زود تمام می شود همانطور که این 20 سال جوانی که بهترین دوره اش بود گذشت ! پس بیایم ببینم چه چیزهایی ماندگار هستند ودر من همیشگی هستند ؟ به یک عشق پاک وهمیشگی به یک موجود پاک وهمیشگی فکر می کردم وبی خیال هر چه با دا باد خودم را سراسیمه در دامان او می انداختم !و دیگر گم می شدم ومحو می شدم وهمه او می شدم وفراتر از زمان ...[گل]

ستاره

این روزها زمانی که می گویم, ایاک نعبد و ایاک نستعین دو فرشته روی شانه هایم با هم بحثشان می شود نمی دانند باید دروغم را ثبت کنند یا نیایشم را... [گل][گل]

ستاره

گاهی اوقات فراموش کردن چه سخت می شود نه می خواهی... نه می توانی [گل][گل]

داداش حسین

پدرم نام تو را بر لوح زر بايد نوشت نام تو، باباي من، بر تاج سر بايد نوشت من که نتوانم کنم حقت ادا، باباي من در مقامت، مثنوي ها، با گهر بايد نوشت

مجيد

سلام عزيز اگه تونستي به منم سر بزن [گل]

داداش حسین

از دامان لیلا گلى بر آمد شبیه حضرت پیغمبر آمد نور دل زینب اطهرآمد لشکر کربلا را افسر آمد میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.

سمیر

شعر را با تو قسمت می کنم شعر را با تو قسمت می کنم همان سان که روزنامه ی بامدادی را و فنجان قهوه را و قطعه ی کرواسان را کلام را با تو دو نیم می کنم... بوسه را دو نیم می کنم... و عمر را دو نیم می کنم... و در شب های شعرم احساس می کنم که آوایم از میان لبان تو بیرون می آید...

نوا

سلام:مراتب کجا بود !بین تو ویار هیچ حائل نیست !یک احساس پاک وزیبا !ای خدا جون بمیرم برات چه بکنم، بمیرم برات!خدا دوست دارم چه بکنم خدا !خدا می خوامت ،می خوامت خدا ،خدا نازم کن تو آغوشم بگیر چقدر مهربونی همه ی وجودمی دوست دارم ،خدا جون نازنینم خدام ...