گیج و گم

این روزها گیج شده‌ام

خودم هم خودم را نمی‌فهمم چه برسد به بقیه

انگار که من وسط ایستاده‌ام و احساسات متفاوت مرا دوره کرده‌اند

اول سعی کردم که با آنها کنار بیایم و همه‌شان را خشنود سازم

اما کمی بعد

حس غریبی بهم دست داد

حس کردم میان آنها گم شده‌ام

بعضی‌هایشان را اصلا نمی‌شناسم

شاید تازه واردند

شاید هم من ندیدمشان

شاید نخواستم که ببینمشان

و حالا می‌بینمشان

اما نمی‌فهممشان...

/ 22 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انسیه..

رهای مهربونم...[گل] دلت دریاست.. [گریه]

ایوب

نمــــــــی دانــــــم چه کســـــی! دســت اتفــاق هـای خــــــوب زندگــــی ام را گرفــت، که دیگـــــــر نـمی افتنـــد...

رضا

غصه نخور ابجی این نیز بگذرد همیشه میخوام بنویسم غصه اولش مینویسم قصه نخور[نیشخند]

هستی

سلام رهای عزیزم سردرگمی برای همه هست ... گاهی می آید و مدتها کنارمان می نشیند دلت را بسپار دست خدا [گل][گل]

reza358

تنها تفاوت بین من و این مردم مکان تولد من است و این تفاوت بزرگی نیست [لبخند][گل] خوشحال ميشم سر بزنيد. [لبخند]

سمانه

سلام رها خوبی هنوز از حالت گیجی در نیومدی.در بیا دیگه ؟بخند ؟ببین منو[نیشخند]

سمانه

واحد اندازه گیرى فاصله "متر" نیست بلكه "اشتیاق" است ،مشتاق كه باشى حتى یک قدم هم فاصله اى دور است

ساناز

گاهی حتی بین خانواده احساس غربت میکنیم احساس تنهایی اون موقع دعا میکنیم کاش زمان زودتر بگذره[گل]

m.gh

گیج نباش رها جون بافکربرو جلو[دلقک][ماچ]