دلتنگی های من
٢ دی ۱۳٩٠ :: ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رها      

سلام به همه دوستای عزیزم

امشب خیلی خیلی خوشحالم خداجون مهربونم باز هم یکی دیگه از معجزاتش رو بهم نشون داد.

                 

 بعد از همه اون روزای سخت و جان کاهی که داشتم . شادی اومده  به سراغم،تو قلبم لونه کرده و دوست ندارم بره ولی انگاری قلبم یادش رفته که چی جوری باید شادی کنه.  گاهی اصلا یادش می ره که یه شادی بزرگ مهمونه خونشه، یه جورایی انگاری هنوز باورش نشده. خوب بیچاره چند وقته که همش درگیر غم وغصه و ناراحتیه و این و خوب می دونه که هنوز خیلی سختی ها مونده در این راه پرفراز و نشیب . . .

 اما همش بهش نهیب می زنم که قلب مهربونم چشماتو باز کن انگاری تو سرازیری  افتاده مشکلاتت ، ببین چیزی رو که باور نداشتی اتفاق بیافته از جایی که فکرش رو نمی کردی برات اتفاق افتاد و تو هنوز بهت زده ای پس مطمئن باش که بقیه اش هم درست می شه فقط باید به خداجونت بسپری همه چیزو

"بالله اعتصمت و بالله اثق و علی الله اتوکل"

"به خدا متوسل می شوم و به خدا اعتماد دارم و برخدا توکل می کنم"

َدلت را خانه من کن، مصفا کردنش با من

                       به من درد دلت افشا کن، مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل، کلید استجابت را

                      بیا یک لحظه با من باش، پیدا کردنش بامن

اگر درها به رویت بسته شد، دل بد مکن با من

                     در این خانه دق الباب کن، واکردنش با من

چو خوردی روزی امروز، من را شکر نعمت کن

                    غم فردا مخور، تمدید فردا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ، روشن کن حسابت را

                    بیاور نیک و بدها را، جمع و منها کردنش بامن

بیاسا جبهه خود را، به خاک بندگی یک شب

                  تو خود را بنده ما کن، عبد مولا کردنش با من

اگر صدبار گنه کردی، مشو نومید از رحمت من

                 تو نام توبه را بنویس، امضا کردنش با من

 

توحید فهمی

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ