دلتنگی های من
٢۸ اسفند ۱۳٩٢ :: ۱:۱٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : رها      

تا حالا شده توی ذهن خودت به یک دوراهی برسی؟

دو راهی‌ که شاید به واقع دوراهی نباشد، اما تو اینگونه می‌پنداری!

و این پنداشت تو را گیج می‌کند.

و من الان گیجم، اما یک گیج آرام!!

چه جالب!

گیج آرام را هیچگاه تصور نمی‌کردم!!

همیشه وقتی گیج می‌شدم کلافگی به همراه داشت.

اما این بار انقدر آرامشم زیاد است که هیچ چیز حتی این دوراهی و گیجی نمی‌تواند آن را زایل کند.

دو راهی‌اش را نیز دوست دارم.

هرچه او دهد برایم شیرین و گواراست.

مدتهاست که به آن دوراهی فکر می‌کنم و می‌خواهم تصمیمی بگیرم، اما هنوز نتوانستم.

گاهی از این راه می‌روم، گاهی از آن راه و نهایتا باز برمی‌گردم برسردوراهی، می‌نشینم و به انتهای هردو چشم می‌دوزم تا شاید چیزی ببینم که به تصمیم‌گیری‌ام کمک نماید.

خدایا چشمانم را به اسرارت بینا، قلبم را بیدار وهمنشینی با خوبانت را نصیبم گردان.

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ