دلتنگی های من
٧ دی ۱۳٩٢ :: ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رها      

خدایا ...

خوشحالم از بنده بودنم؛

آن هم بنده‌ی چون تویی.

این حس را دوست دارم.

این حس نزدیکی به تو؛

آن هم اینقدر نزدیک!!!

به راستی چگونه یارای شکرگزاری حضورت را داشته باشم؟!!

آن هم به این گرمی!!!

چقدر قشنگ است تجربه‌ی گرمای حضورت.

و چه گرمایی!!!

مرا یاد گرمای آغوش مادرم می‌اندازد؛

اما بسیار آرامش‌دهنده‌تر

و امیدوارکننده‌تر!!

بارالهی دمادم به یادت هستم.

بارالهی دمادم شکر گزارت هستم.

همین حضورت برایم کافی است.

حتی اگر سختی‌ها کمرم را خم نمایند.

حتی اگر نایی برای ایستادن نداشته باشم،

هیچ باکی نیست.

چون، چون تویی را دارم؛

و این احساسم را با هیچ چیزی معاوضه نخواهم کرد.

شور و هیجانی در درونم جاریست؛

که هیچ‌کس، هیچ‌چیز و هیچ اتفاقی نمی‌تواند با آن برابری کند.

ممنونم که هستی.

ممنونم که بودنت را به من می‌نمایانی.

ممنون...

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ