دلتنگی های من
۱٢ آذر ۱۳٩٢ :: ٩:۳۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رها      

پسرم، عزیزترینم

وقتی در کنارم نیستی گویی گمشده‌ای دارم که چون سرگردانان پیاپی در جستجویش هستم

گمشده‌ای عزیز و دوست داشتنی

دلخوشی همیشگی روزهای سختم

شادی بخش قلب خسته‌ام

تو بهترین هدیه خداوند به من هستی عزیزدلم

و من هیچگاه نمی‌دانم چطور می‌توانم بخاطر وجود نازنینت شکرگزار خداوند مهربانم باشم

دلبرم، می‌خواهمت...

می‌خواهم در آغوش بکشمت و عطر وجودت را استشمام نمایم

می‌خواهم آنچنان در آغوش بگیرمت که خیالم راحت باشد نمی‌توانی جایی بروی

می‌خواهمت، با ذره ذره وجودم

تمنای بودنت خواسته همیشگی‌ام است

و این روزهای هفته است که بی‌رحمانه خودنمایی می‌کنند، که هنوز زود است باید صبر کنی

و این صبر چقدر دردآور و سخت است

دلم هوایت را کرده و پر می‌کشد برای لحظه لحظه‌ی با تو بودن

و تنها ای کاش است که برایم می‌ماند

ای کاش‌هایی که همه در زندگیشان دارند

اما این ای کاش از نوع دیگریست

ای کاشی مادرانه برای عزیزترینش

و اکنون تیک و تاک ساعت را به نظاره نشسته‌ام...

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ