دلتنگی های من
٧ آبان ۱۳٩٢ :: ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : رها      

 

بعضی وقتها یه احساسهایی دیگه خیلی تو زندگی آدم تکراری میشه

زیاد می‌مونه

خسته می‌کنه

ذله می‌کنه

و تو نمی‌دانی که باید چطور از دستش خلاص شوی

چطور میشه یه روزی بشه که چشمت و باز کنی و آن احساس دیگه تو وجودت نباشه

حتی دیگه تصورش هم برات سخت وغیرقابل باورمیشه

مثل یه سراب میشه

با خودت میگی یعنی میشه!!!!!!!!!!!!!

یعنی اون روز می‌رسه؟!!!!!!!!!!!!!!!!

دوباره فکر می‌کنی

نه نمی‌شه

یه نگاهی به آسمان می‌کنی و می‌گی: خدایا می‌شه؟؟؟؟

میشه که بشه؟!!!!!!!!!!!!

بعد فکر می‌کنی به روزی که دیگه اینطوری نباشی ولی انقدر ناباورانه است که خودت هم فکرت و باور نمی‌کنی

و این خیلی سخته

این احساس و کنار آمدن با اون از هرچیزی سخت‌تره

حتی مردن هم از این راحت‌تره

اما اون همچنان هست...

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ