دلتنگی های من
٢٩ فروردین ۱۳٩٢ :: ۳:۳٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : رها      

 

بغضی دردناک گلویم را می‌فشارد

احساس خفگی به من دست داده است

این دیگر چیست؟

یه درد تازه, که تا به حال تجربه‌اش نکرده‌ام

خیلی خاصه, گویی از همه دردهایی که تاکنون داشته‌ام عمیق‌تر است

اشک به چشمانم می زند و همانطور که قطرات اشک گونه‌هایم را نوازش می‌دهد

از خود می‌پرسم آیا تحمل این را داری؟

با این دیگر چه خواهی کرد؟

خستم . . .

ذهنم خیلی مشغول است

آخر نمی‌شود که خودت را به رگ بی‌خیالی بزنی

نمی‌شود بعضی چیزها را حتی برای لحظه‌ای نادیده بگیری

مرا چه می‌شود اگر از پس آن برنیایم؟!!

خدایا آیا کمکم می‌کنی؟

من مامنی جز تو ندارم

به که پناه ببرم و از که کمک بخواهم و اصلا چه بگویم؟

اما تو خود نگفته آن را می دانی

تو آگاهتر از خودم به آن هستی

خدایا عاجزانه درخواست دارم که تنهایم نگذاری

درخواست دارم که نگذاری احساس عجز و ناتوانی بر من مستولی شود

درخواست دارم به من دانایی بخشی تا بدانم که با آن چگونه برخورد کنم

اگر از پس آن برنیایم تو خود خوب می دانی که تمام دلخوشی‌ام را در زندگی از دست خواهم داد.

پروردگارا نگذار که چنین شود

که من تاب این یکی را دیگر ندارم . . .

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ