دلتنگی های من
۳۱ شهریور ۱۳٩۱ :: ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رها      

اول مهر است و باز من نمی توانم دلبندم را همراهی کنم.

نمی توانم وسایلش را مرتب کنم و او را بدرقه ی راه مدرسه نمایم.

نمی توانم در آغاز سال تحصیلی خاطره زیبایی با نازنینم داشته باشم.

آه خدای من چقدر سخت است...

امشب که فرزندم را روانه خانه پدرش کردم بیشتر از همیشه قلبم فشرده شد. دردی دائم را در قلبم احساس می کنم دردی که هیچ مرهمی برای آن نمی یابم.

همیشه می گویند صبر و گذشت زمان حلال همه مشکلات است اما برای من چنین نبوده این درد هیچ حلالی نداشته هرچه بیشتر می گذرد بیشتر می سوزاند.

این روزها دیگه دوست ندارم زنده باشم 

از زنده بودن و نفس کشیدن خسته شده ام 

دیگه هیچ دلخوشی توی این دنیا برام نمونده ...

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ