دلتنگی های من
٢٥ خرداد ۱۳٩۱ :: ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رها      

              

امرور و فردا روزهای خیلی خوبی را دارم با پسر عزیزم می گذرانم. تولدش بوده و مدام در حال خرید و فراهم کردن بساط تولد هستیم.

مخصوصا که عشق فوتبال و استقلاله امروز رفتیم همه وسایل فوتبال استقلالی رو براش خریدم و خیلی خوشحال بود من هم خیلی خیلی خوشحال بودم که خدا این موقعیت را برایم فراهم کرده که بتونم عزیزترینم را خوشحال کنم.

وقتی می ریم بیرون نمی دونید چقدر مردانه رفتار می کنه و همه اش می خواهد که مراقب من باشه و حواسش هست که نکنه من سختم بشه....

خیلی بهش افتخار می کنم و خدا رو بخاطر داشتنش شکر می کنملبخند

خوب شما که غریبه نیستید نمی دونم چه حسیه که  در اوج شادی و خوشحالی سراغم میاد که غمگینم می کنه بهش اهمیت نمی دم ولی خوب بازم بدون دعوت میاد و بهمم می ریزه. نه اینکه نشناسمش وندونم چیه ولی خوب دوست ندارم که باشه ، نمی خوام باشه.

ولی این رو هم بگم که با اینکه میاد و بهمم می ریزه ولی بهش می گم که نمی تونه خوشی هایم رو ازم بگیرهاز خود راضی

خداجونم این غم شیطانی رو ازم دور کننگران

خداجونم بخاطر این همه لطف و محبتت ازت ممنونم قلب

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ