دلتنگی های من
٢۸ خرداد ۱۳۸٩ :: ۸:٢٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : رها      

تازگیها احساسات بسیار متفاوت سراسر وجودم را فراگرفته است ومن نمی‌دانم با آنها چه کنم . و حتی با اینکه من اصولا در بیان احساساتم مشکلی ندارم ولی الان دیگه کم اوردم یعنی زمانهایی احساساتی درونم است که از بیان آن عاجزم .

گاهی احساس می‌کنم که خیلی شادم و همه‌چیز برایم لذت‌بخش است و من کسانی را در کنارم دارم که مرا بسیار دوست دارند ومن هم آنها را از صمیم قلب دوست دارم و خوشبختی را با تمام وجودم لمس می‌کنم .

و زمانی دیگر خلایی تمام وجودم را فرامی‌گیرد و گویی کسی در درونم می‌گوید تو خیلی تنهایی ، هیچکس را نداری ، تو خیال می‌کنی برای آنها مهمی . گویی گمشده‌ای دارم که به دنبالش می‌گردم و هرچه بیشتر می‌گردم کمتر می‌یابم .

و پاره‌ای از اوقات فکرمی‌کنم که افسرده شده‌ام و دیگر حضور هیچکسی را نمی‌توانم تحمل کنم . دوست دارم تنها باشم و هیچ کاری انجام ندهم و اصلا توی دلم غوغایی برپا می‌شود .این مواقع از خودم بدم میاد احساس می‌کنم دارم عزیزترین کسانم را اذیت می‌کنم . 

 

ولی من قاطعانه به همه دوستای خوبم می‌گم که همچنان به تصمیمی که گرفته‌ام ایمان دارم ولی خوب راه سختیه دیگه اما با عنایت خداوند من تسلیم نمی‌شم و سعی می‌کنم به خدای خودم نزدیکتر شوم که به غیر از او هیچ‌کس نمی‌تونه این آرامشو به من بده . ولی اعتراف می‌کنم که خیلی سخته. برام دعا کنید .

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ