دلتنگی های من
٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ :: ۱:۱٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : رها      

گاهی اوقات بعضی چیزها, بعضی اتفاقات تو زندگیه آدم مثل یک شوک می‌مونه,‌ مثل یک زنگ خطر یا یه هشدار...

دیروز یکی از اونها رو تجربه کردم

یک دفعه میاد

آوار می شه

نمی دونی چی شد

از کجا اومد

چرا اومد

اصلا چرا اینجوری شد

فقط انگار که جریان برق بهت وصل کردند و بعدش سردو بی روح می‌شینی یه گوشه و فکر می کنی و گریه , اشک امانت رو بریده , فکرت متمرکز نمی‌شه و هرچی دو دو تا چهار تا می کنی به هیچ جایی نمی رسی ... نمی‌تونی و نمی‌خوای که باورشون کنی. دوست داری یک خواب بوده باشه و بیدار بشی و ببینی که همه چی سرجای اولشه ...

گاهی واقعیتها انقدر سخت و ظالمانه جلو چشمت می‌آیند که از سنگ‌دلی این دنیا می ترسی

یه حس بد, خیلی بد

من امروز اون حس رو تجربه کردم

امیدوارم که هیچ کدامتان این حس رو تجربه نکنید خیال باطل

درباره وبلاگ
رها

نويسندگان
صفحات وبلاگ